پسرک یک گازبراین سیب زد وگازی به آن سیب. لبخندروی لبان مادرخشکید!
سیمایش دادمی زدکه چقدرازپسرکش ناامیدشده اماپسرک یکی ازسیب های گاززده رابه طرف مادرگرفت وگفت:
بیامامان!این یکی،شیرین تره!!!مادر،خشکش زدچه اندیشه ای باذهن خودکرده بود...!هرقدرهم که باتجربه باشید
قضاوت خودرابه تاخیربیاندازیدوبگذاریدطرف،فرصتی برای توضیح داشته باشد.
برچسب: سیب,
نویسنده: آراد صمیمی